تبليغاتX
< عاشق باش
عاشق باش
ديگران رو ببخش نه برای اينكه سزاور بخششند بلكه برای اینکه توسزاوار آرامشی
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
شکایت

   

خدایا

       از تو به تو شکایت دارم

خدایا

       آرزو کردم گفتی صبر داشته باش

      اون هم  تو نگفتی

       نشونه هایی از صبر نشونم دادی

خدایا

      از ظلم   از بی عدالتی  از دورویی  گفتم  سکوت کردی

      از بی قراری دل خودم گفتم سکوت کردی

      از اشک چشم بی ریای کودکان یتیم گفتم  سکوت کردی

      از صدای له شدن گلبرگ گل گفتم  سکوت کردی

خدایا

      از غروب خورشید و از دلگیری های خودم گفتم سکوت کردی

      از سپیدی صبح و طلوع خورشید گفتم  سکوت کردی

خدایا

      تا کی سکوت  تا کی سکوت

 

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 18:51 توسط : محمد سیروس
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386
دوردستهای خیالی

 

تجربه بالا رفتن از کوه چه لذت بخش و دلنشینه

از چند روز قبل برنامه ربزی کردیم تمام لوازم مورد نظر رو برداشتیم

وبرای رفتن آماده شدیم و حرکت کردیم برای رسیدن به پای کوه چند ساعتی

راه بود وقتی رسیدیم قله به سختی دیده میشد و من چه دوردستها رو می دیدم

چه راههایی رو برای رسیدن به قله درسر می پروراندم صعود آغاز شد

هر چی به قله نزدیکتر می شدیم و پائین رو نگاه می کردیم باور کردنی نبود

چون راه زیادی نیومده بودیم ولی از پائین چه دور به نظر میرسید بعد از پنج ساعت

رسیدیم قله ارتفاع 4850 متری در حال استراحت روی قله بودیم به نظرم اومد

صعود از کوه چقدر شبیه عمر انسانه تا زمانی که سن و سال کمی داری چه

دور دستها رو می بینی و راهی رو که پشت سر گذاشتی راهی نبود که از

قبل می دیدی اصلا دور دستی نبود راهی بود کوتاه که فقط ذهن ما بزرگش

میکرد  واقعا چرا اینجوری به نظر میرسه ؟


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 19:14 توسط : محمد سیروس