تبليغاتX
< عاشق باش
عاشق باش
ديگران رو ببخش نه برای اينكه سزاور بخششند بلكه برای اینکه توسزاوار آرامشی
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386
ترس

 

در دانه ها شور و شوقی برپا بود همه خوشحال از اینکه برای رفتن آماده می شوند

رفتن برای جدایی  برای شکوفایی  برای رشد  احساس عجیب و متفاوتی داشتند

ترس در وجود بیشتر اونها رخنه کرده بود

ترس از نشکستن  پوسته و حصارشون !

ترس از نامناسب بودن شرایط برای رشد و شکوفایی !

ترس از بی آبی !

ترس از نیافتن خاک عاشق و حاصلخیز  !

در بین اینها دانه ای بود سرشار از نیرو و تلاش و تسلیم به اراده خداوند

باد شدیدی وزیدن کرد دانه ها پراکنده شدند دانه هایی که از جدایی می ترسیدند مدتی

نگذشت بدون اینکه اظهار وجودی کنند از بین رفتند  و دانه هایی که از شکسته شدن

پوسته خود می ترسیدند دیگه از نا امیدی قدرت اینو نداشتند  حصار دورشون بشکنند

دانه هایی از بی آبی تلف شدند و دانه هایی از در آغوش نکشیدن خاک

دانه ای که سرشار از نیرو وتلاش بود خود را در منقار پرنده ای در فراز آسمانها دید

تجربه ای شیرین برایش بود خود را رها کرد و روزی پرنده دید !

باد کمی شدت گرفت و دانه از منقار پرنده جدا شد و به زمین رسید به خاکی که

در اون شور و زندگی بود دانه و خاک یکی شدند و بهم عشق می ورزیدند

دانه به اشک ریختن ها و درد دلهای خاک گوش می کرد و اوج عشقش را با شکستن

پوسته و حصار خود به خاک ابراز کرد شکوفا شد خاک هم  دانه را در خود حفظ میکرد و

عشق و محبت در دانه بیشتر نمایان می شد و مدت زیادی نگذشت

دانه نهال شد و نهال درخت


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 16:11 توسط : محمد سیروس
جمعه سوم فروردین 1386
بوم زندگی

 

تا حالا چند تا تابلوی نقاشی دیدید ؟

از چه نقاشی لذت می برید ؟

تا حالا شده از بوم نقاشی و یا کاغذ عکس لذت برده باشید و شما رو به شگفتی و تحسین وادار کنه

مطمئنا اینطور نبوده و خیلی بی تفاوت ازش گذشتید

اگر بوم نقاشی زندگی ما هم سفید باشه که دیگه زندگی نیست

با فراز و نشیبها   غم و غصه ها   دوری ها   گلایه ها   رنجها  بیماری هایی  که برای

ما بوجود میاد زندگی خودمون رو نقاشی می کنیم

تا بتونیم نقاط روشن اون رو ببینیم و درک کنیم

بتونیم معنی دوست داشتن رو بفهمیم  بتونیم رشد کنیم

و با خدا حرف بزنیم

و هر چه بیشتر به او نزدیک شویم

 


ادامه مطلب
+ ا نوشته شده در ساعت 0:23 توسط : محمد سیروس